ابن مهلب ( نواده مهلب پسر محمد پسر شادى )

407

مجمل التواريخ والقصص ( تصحيح ملك الشعراء بهار ) ( فارسى )

از جانب شمال مشرق ، و لقب او طغرل بك ، و از آن وقت باز كه ابتداء دولت بود ، و سلطان مسعود بن محمود را بدندانقان [ 1 ] بشكست ، در سنه احدى و ثلاثين و اربعمائه ، از آن پس رى ( 264 - ب ) و اصفهان بگرفت بعد از آنك با فرامهر [ 2 ] بن علاء الدوله صلح كرد ، و او را اقطاعى معين كرد در جملهء يزد و ابرقوه ، كه آنجا مقام گرفت ، و عميد الملك ابى نصر كندرى وزير بود ، و طغرل ببغداد رفت و امير المؤمنين [ القائم بامر اللّه ] را از دست بساسيرى بيرون آورد و باز بخلافت بنشاند ، و سوى شام و حدود روم شد ، و فتحهاء بزرگ برآمدش ، و از شام بتاختن بهمدان آمد بنزديك دو هفته كمتر ، با چند سوارى كه سيف الدوله ابراهيم ينال برادرش حصار شهر همى داد ، و سيف الدوله بعد از آن كشته شد ، و هيچ دولت مباركتر از آن وى نبود ، و نيكو سيرتى او همچنين در آل سلجوق بماند . و اندر سنه ست و خمسين و اربعمائه برى از دنيا برفت و سلطان در ايام قائم بود ، بيست و شش سال [ و ] بعد ازو سلطان معظم محمود بن داود - ميكائيل بن سلجوق بنشست لقب او الب ارسلان و اندر سنه سبع و خمسين و اربعمائه بعراق آمد ، و پس بشام رفت ، و بدر ميلاد جرد [ 3 ] فتحهاء عظيم برآمد ، و درين وقت نظام الملك الحسن بن على بن اسحق وزير شده بود و بفرمان او عميد الملك ( 265 - آ ) ابو نصر كندرى كشته شد ، و بعهد طغرل اندر بود كه از نابينا در مسجد زر برداشته بود ، و بدان تجمل ساخت و به خدمت مسعود پيوست و بعد از اقبال عوض آن اضعاف بجاى باز آورد ، و چندان توفيق خيرات يافت . و سلطان بجانب خراسان آمد بر عزم ما وراء النهر ، پس اندر سنه ست و ستين و اربعمائه كشته شد بر دست يوسف كوتوال بر اتفاقى عجب بكنار جيحون ، و او را پنج پسر بود

--> [ ( 1 ) ] اصل : بديدانقان ، دندانقان محلى است بين مرو و مفازه و جيحون كه مسعود در آن صحرا كشته شد ( گرديزى و بيهقى ) [ ( 2 ) ] معروف فرامرز و هو ظهير الدين ابو منصور فرامرز بن علاء الدوله ابو جعفر بن محمد الكاكويه [ ( 3 ) ] ك : ملار كرد ( 9 ص 188 ) - و ملاد يا ميلاد كرد از نواحى ارمنستان و حدود ارزنة الروم است